---------------------------
بی تو
خبر داری که از غم عشق آتشی افروختم بی تو
در آن آتش سراندرپای خود را سوختم بی تو
به هر شهری هزاران ماهر وديدم ولی ز آنها
به آن چشمت قسم چشمان خود را دوختم بی تو
خريداران فراوانند و پرسرمايه اما من
به چيزی جز خيالت خويشرا نفروختم بی تو
مرا کشتند واز مهر تو هرگز رو نگرداندم
عزيزم بين چسان درس وفا آموختم بی تو
-------------------------------------
من از نوادگان باران و كوچههاى نمناكم!
اين بىراهههاى بىمهرى تو، مرا را به خانه نمىرساند!
راستى از بودنت چه خبر... هنوز هم پيدايش نكردى؟!!
-------------------------
بعضى مردم بزرگ آفريده شدهاند.
بعضى بزرگى را بدست مىآورند.
بعضى بزرگى را به زور به خود مىبندند.
ARMIN : چهار پست متوالي شما ادغام شد.





