كيارش,
راداره اسمش چي بود؟ يادم رفت؟
گالچوگا؟ گالچوق؟ قاليباف؟!
آهان يادم اومد kolchuga که در فارسي ميشه کوچولو؟ کوچول؟ کله کچل؟
شوخي بس است برسيم به اصل موضوع :
رادار کالچوگا بيشتر براي مناطقي خوب است که يا داراي سايتهاي مهم پدافندي هستند يا نقاط استراتژيک و يا کور هستند.
رادار فوق به تنهايي چندان زياد به درد نميخورد ولي با ترکيب آن با رادارهاي مدرن S-300 واقعا يک تله مرگ درست ميشود.
خوبي رادار کالچوگا اين است که هم بردش زياد است و هم غير قابل شناسايي که اين دومي يک مزيت ويژه دارد.
برد رادار مثلا S-300 در برابر سطح مقطع رادار 25 سانتيمتر مربع 150 الي 250 کيلومتر ميباشد.
حالا ميخواهيم از برد حداکثر که تا 400 کيلومتر ميرسد براي زدن بي-2 با RCS=15cm*m استفاده کنيم.
مياييم چند رادار کالچوگا را در 400 کيلومتري S-300 مستقر ميکنيم تا بي-2ها رو شناسايي کنن و بعد توسط Data Link اطلاعات را به Fire Control Center سيستم پدافندي S-300 بفرستند و اس-300 از همونجا اقدام به شليک کند که وقتي بي-2 به فاصله 200 کيلومتري رسيد موشک هم به هدف برسد و هدف نابود گردد.
ولي اگر اس-300 از 200 کيلومتري موشک را شليک ميکرد شايد در فاصله 100 کيلومتري موشک به هدف ميرسيد و هدف را نابود ميکرد ولي شايد در اين راه ب-2 بتواند موشکهاي دوربرد هسته اي را اگر حمل کند شليک کند.
