صفحه 1 از 2
چرا جشن تولد و مراسم ازدواجمان یک شب است ولی مراسم مرگمان چند شب؟؟!!
ارسال شده: سهشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۶, ۴:۳۷ ب.ظ
توسط grimi
ارسال شده: سهشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۶, ۴:۵۷ ب.ظ
توسط MASTER
grimi, دوست عزيز
حرفهاي جالبي بود .... که شايد حرف دل همه است
يک نکته اي هست .... اينکه با غم و ناراحتي و گرياندن مردم راحت تر ميتوان حکومت داري کرد
ولي مردم وقتي از شادي سرمست ميشوند ديگر قابل کنترل نيستند البته از نظر حکومت ...
در نتيجه به مسائل سوگواري بيشتر پرداخته شد و مردم هم عادت کردند
و در مورد پدر و مادر هم اينکه ما مره پرستيم
برخي براي بالا بردن به اصطلاح کلاسشون مراسم فوت عزيزانشان را به بهترين شکل ممکن ميگيرند
سنگ قبر هم نه به خاطر عزيز از دست رفته بلکه باز هم به خاطر چشم هم چشمي !!!
فقط يک نکته به اميد روزي که همه ي انسانها انسان باشند ...
حرف زياد دارم ولي مجال نيست
پيروز باشيد

ارسال شده: سهشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۶, ۵:۰۳ ب.ظ
توسط max_cady991
اینو اینجا دیدم:
[External Link Removed for Guests]
فکر میکنم بهترین جواب هم همین هست!
شاید هم یکی از دلایلش این باشه که تا وقتی چیزی رو داری اونقدر تو زندگیت عادی می شه که فراموش می کنی چقدر با ارزشه اما وقتی از دستش می دی تازه می فهمی که چه چیزی رو از دست دادی. این تنها مربوط به زندگی آدمای اطرافمون نیست.
چیزای زیادی تو زندگیمون هستن که اگه درست فکر کنی بودنشون مثل معجزه اس اما چون بخشی از زندگیت شدن برات عادیه.
[External Link Removed for Guests]
ارسال شده: سهشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۶, ۵:۱۶ ب.ظ
توسط ASHK HIKAYESI
امروز محتاج توام
به جاي دسته گل بزرگي كه فردا بر قبرم نثار مي كني
امروز با شاخه گل كوچكي يادم كن
بجاي سيل اشكي كه فردا بر مزارم مي ريزي
امروز با تبسم مختصري شادم كن
بجاي آن متن های تسليت گويی كه فردا در روزنامه ها برايم مي نويسي
امروز با پيام كوچكي خوشحالم كن
من امروز به تو نياز دارم نه فردا
به اضافه ی اینکه : فرمایشات جناب
MASTER به شدت و حدت (!) توسط بنده تایید می شود !

ارسال شده: سهشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۶, ۵:۳۳ ب.ظ
توسط grimi
ارسال شده: سهشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۶, ۵:۳۹ ب.ظ
توسط Leila
البته در قديم 7 شبانه روز جشن و عقد و عروسي مي گرفتن
ولي حالا به خاطر مسائل اقتصادي ديگه اين كار ها از رونق افتاده...
مراسم عزا هم به نظر من ارزش اون عزيز از دست رفته اونقدر زياده كه با گرفتن هر چه بيشتر مراسم نمي تونيم دوريش رو جبران كنيم
ارسال شده: سهشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۶, ۷:۳۰ ب.ظ
توسط Frogfoot
دوست من، کسی که فوت کرده، بیشتر از فردی که متولد شده نیازمند دعا و کمک دوستان و اطرافیان است، چون دستش از دنیا کوتاه ست و اگر مشکلی داشته باشه، شاید با دعای دوستان و آشنایانش برطرف بشه، اما خودش نمی تونه کاری بکنه. از طرفی خانواده و نزدیکان آن فرد هم نیاز به توجه بیشتری دارند.
اما اینکه چرا به عزاداری امام حسین (ع) بیشتر از تولد یا ازداوج ایشان توجه میشه، علتش مشخصه: علتش زنده نگه داشتن پیام عاشورا و حرکت کاروان امام حسین (ع) است. چون واقعه عاشورا بسیار قوی تر از ازدواج ایشان است و پیام های بیشتری دارد، این واقع پر رنگ تر شده است. از طرفی برای شیعه، زندگی در این روزگار تاریک لذت بخصوصی ندارد که دائم به جشن و پای کوبی بپردازد. از رسول الله (ص) نقل است (نقل به مضمون): "دنیا دو دولت دارد، دولت ابلیس و دولت حق. دولت حق زمانی ست که قائم ما ظهور کند. " در زمانه ایی که ابلیس و ابلیسیان هر روز توطئه ها و فتنه های جدیدی ایجاد می کنند و ظلم بیداد می کند، شیعه کمتر فرصت شادی دارد. دقت کنید که تشیع دین را مسئله ایی شخصی قلمداد نمی کند و در همه زمینه های نظامی، اقتصادی، سیاسی، خانوادگی و... فعال است. در همچین مذهبی، شما نمی توانید نسبت به ظلمی که به دیگران می شود، یا وقایع جاری دنیا بی تفاوت باشید.
این مطلب به معنی این نیست که ما باید شب و روز بنشینیم و گریه و زاری کنیم(!!)، اصلا تشیع سکون را جایز نمی داند. شیعه باید دائم در حال حرکت به جلو باشد تا زمان دولت ابلیس را کوتاه کرده، و به دولت حق برسد. اما بودن در این زمانه تاریک، کمتر به ما مجال شاد شدن را می دهد، به همین دلیل هم حجم عزاداری ها بیشتر از جشن ها ست. البته عزاداری که در آن حرکت به سمت جلو نباشد، نتیجه چندانی نخواهد داشت، شاید افسردگی و هدر دادن مقداری اشک!
ارسال شده: چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۶, ۱:۲۷ ق.ظ
توسط MASTER
Frogfoot, جان درود بر شما ...
چند نکته و سئوال :
يعني ما گريه کنيم ... پريشان حال باشيم تا با دشمنان اسلام بجنگيم !؟
يعني تا به حال با گريه و غم و غصه به داد مظلومان جهان رسيديم
در حالي که در کشور خودمان ظلم و ناعدالتي و فقر و بيکاري و اعتياد و ... بيداد ميکند
پس حتما گريه و غصه يک حرکت بيهوده بوده است که راه به جايي نبرديم در خيلي مسائل در جا زديم و ...
عزيز من دوست من ...
باور کنيد که تمام اين مسائل راههاي حکومت داري برخي حکومتهاست !
بيش از اين اين مسئله را ادامه نميدهم ... <<<
پيروز باشيد

ارسال شده: چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۶, ۱:۳۲ ق.ظ
توسط Frogfoot
يعني ما گريه کنيم ... پريشان حال باشيم تا با دشمنان اسلام بجنگيم !؟
يعني تا به حال با گريه و غم و غصه به داد مظلومان جهان رسيديم
در حالي که در کشور خودمان ظلم و ناعدالتي و فقر و بيکاري و اعتياد و ... بيداد ميکند
پس حتما گريه و غصه يک حرکت بيهوده بوده است که راه به جايي نبرديم در خيلي مسائل در جا زديم و ...
به نظر شما از حرف من این بر میاد؟!
اینها دلایلی بود برای اینکه چرا شیعه کمتر شادی میکنه و بیشتر عزاداری. مطمئن باشید که با یکجا نشستن و گریه کردند هیچ مشکلی از کسی برطرف نمیشه، به همین دلیل هم در پست قبل گفتم که:
البته عزاداری که در آن حرکت به سمت جلو نباشد، نتیجه چندانی نخواهد داشت، شاید افسردگی و هدر دادن مقداری اشک!
ارسال شده: چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۶, ۱:۴۰ ق.ظ
توسط MASTER
Frogfoot, عزيز
دوست من باور کنيد با اين عزاداريها حتي از نوع محرک و مثبتش آنقدرها نتيجه ي مثبت نخواهيم گرفت
در جامعه اي که مردمش به اجبار ميخواهند با گريه و عزاداري پيش بروند بيش از اين نصيبشان نميشود
مطمئن باشيد ... تاثير خنده و خوشي بجا و انساني و روي اصول بيشتر از عزاداريست ...
کما اينکه ميبينيم عزاداري آن هم به شيوه ي ما در کشورهايي نظير عراق و افغانستان و پاکستان و ... ميباشد
که همين امر باعث عدم پيشرفتشان در تقريبا همه ي امور گشته
و مردم اين کشورها از زندگي خود راضي نيستند
با سپاس
پيروز باشيد

ارسال شده: چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۶, ۱:۴۷ ق.ظ
توسط Frogfoot
فکر کنم شما با مفهوم حرکت مشکل دارید. منظور از حرکت راه انداختن دسته جات عزاداری نیست، بلکه منظور این است که شیعه متوجه مشکلات عالم بشود، متوجه کمبود های خود بشود، متوجه کژ روی هایی که صورت گرفت و باعث این بدبختی ها شد، بشود، و به دنبال راه حل باشد، به دنبال رفع این مشکلات باشد. عزاداری این نیست که ما به سر و کله خود بزنیم. همینکه شما از واقع عاشورا یاد بگیرید که کژ روی و برداشت غلط از دین به کجا ختم می شود، و آن را همواره مد نظر داشته باشید، یک عزاداری است. این که شما خودت را در برابر امام زمانت مسئول بدانی و سعی کنی حریم ایشان را آلوده نکنی، یک حرکت است. نه اینکه هر کی بیشتر توی سر و کله خودش زد بیشتر حرکت کرده باشد!
عزاداری اهل بیت را با برخی از این محفل های به ظاهر مذهبی که مثل پارتی بالا پایین می پرند و مسخره بازی در میارند اشتباه نگیرید. عزاداری یعنی اینکه بدانید در دولت ابلیس گرفتارید و تلاش کنید که بسوی دولت حق حرکت کنید. ممکن است یک قطره اشک هم نریزید!
کسی منکر تاثیرات مثبت خوشی نیست، بلکه بحث سر این است که در شرایط موجود، یک فرد آزاده و هوشیار کمتر مجال خوشی پیدا می کند.
ارسال شده: چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۶, ۲:۰۵ ق.ظ
توسط MASTER
Frogfoot, دوست من
اگر به قول شما در دولت ابليس هستيم چرا بايد به اين روش به مردم ياد بدهيم که خوب باشند انسان باشند و گناه نکنند و به فکر همهي مظلومان باشند
چرا بايد انسانها با چشماني بسته و فقط به خاطر احترام به امام زمانشان يا ترس از ... ظاهري انساني به خود بگيرند
چرا نبايد بصورت علمي و منطقي مردم را روشن کنيم
منظورم در واقع اين است که به جاي عزاداري و ترس از بي احترامي به امام زمان بايد خود موضوع را بفهميم
بايد بفهميم که چه هستسن از کجا آمديم به کجا ميرويم
بفهميم که انسانيت چيست
بفهميم شرف چيست
عشق چيست
مظلوم و ظالم را با عقل ومنطق بفهميم بشناسيم
و ...
که تمام اينها نياز به آموزش دارد ... حال چرا بايد اين آموزشها همراه با عزاداري باشد ؟!
اکنون يک پرسش:
بنده گفتم اين عزاداريها بد است و راهي براي حکومت داريست
شما فرموديد خوب است و راهي براي انسانيت است
و منظور اين تاپيک هم رفتارهاي اکنون جامعه است
خودتان هم همان طور که فرموديد عزاداريهاي اکنون جامعه ...
پس پرسشي نميکنم چون همه چيز واضح است
پيروز باشيد
