صفحه 63 از 448
ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۵, ۱:۴۸ ق.ظ
توسط arash_slayer
مي رهاني هردمي ما را و باز
سوي دامي مي رويم اي بي نياز
ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۵, ۳:۱۴ ق.ظ
توسط Montana2100
زين همرهان سست عناصر دلم گرفت ×××× شير ژيان و رستم دستانم آرزوست
ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۰۵ ب.ظ
توسط hamid_khapid
سلام
من باز برگشتم
این هم از سهمیه من برا امروز:
تا تو نگاه ميكني كار من آه كردن ست ******جان به فداي چشم هات اين چه نگاه كردن است
امیدوارم تکراری نبوده باشه
ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۵, ۶:۰۳ ب.ظ
توسط naatamam
تو مده پندم از اين عشق که من دير زماني
خود به جان خواستم از دام تمناي تو رستن
ارسال شده: پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۱۹ ق.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
نه عقلست و نه معرفت يك جوم
اگر من دگر تنگ تركان روم
ارسال شده: پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۳۱ ق.ظ
توسط arash_slayer
ما چون چنگيم و تو زخمه مي زني
زاري از ما ني تو زاري مي کني
ارسال شده: پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۵, ۲:۰۰ ب.ظ
توسط naatamam
یک طرف لیوان آبی واژگون
یک طرف قندان و قندش سرنگون
ارسال شده: جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۰۴ ق.ظ
توسط arash_slayer
نه غم و انديشه سود و زيان
نه خيال اين فلان و ان فلان

ارسال شده: جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۳۷ ق.ظ
توسط Montana2100
نكند گرم مرا مستي شبهاي بهار ×××× كه دلي سردتر از صبح زمستان دارم
ارسال شده: جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵, ۱:۰۷ ق.ظ
توسط naatamam
من چگونه صبر کردم اینچنین
صبر بر بی رحمی های این زمین
ارسال شده: جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵, ۸:۵۲ ق.ظ
توسط Atlantis
ناز مرا به جان کشد, بر رخ من نشان کشد
چرخ فلک حسد برد زانچه کند به جای من
(مولانا)
ارسال شده: جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵, ۹:۴۶ ق.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
نبيني شتر بر نواي عرب
كه چونش برقص اندر آرد طرب