صفحه 62 از 448

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۵, ۱۱:۵۰ ب.ظ
توسط Montana2100
تا حيرت خرام تو سامانِ ديده است **** چندين قيامت از مژه‌ام قد كشيده است

ارسال شده: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۳۰ ق.ظ
توسط arash_slayer
تو نيک و بد خودت هم از خود بپرس
چرا بايدت ديگري محتسب

ارسال شده: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱:۲۲ ق.ظ
توسط agha reza
برو اي گداي مسکين در خانه علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

ارسال شده: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۸:۴۶ ق.ظ
توسط Atlantis
آنقدر گرم است بازار مکافات عمل
چشم اگر بينا بود هر روز روز محشر است :grin: :grin:

ارسال شده: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۸:۵۴ ق.ظ
توسط ashkyekom
تا تواني دلي بدست آور جانا
دل شکستن هنر نمي باشد جانا

ارسال شده: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۹:۰۱ ق.ظ
توسط Atlantis
از اختران در سنگ وگل تاثیرها در ریختی
وز راه دل تا آسمان معراج معبر ساختی

ارسال شده: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۵۸ ق.ظ
توسط ARMIN
سلام
-roya- خانم, طبق قوانين اين تاپيک هر فرد در هر روز تنها يک شعر مي تواند بنويسد. لطفا رعايت کنيد.

با تشکر :D



ياد آزادي است گلزار اسيران قفس
زندگي گر عشرتي دارد اميد مردن است


«بيدل»

ارسال شده: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۱:۵۹ ب.ظ
توسط Montana2100
تاب و تب قيامت هستي كشيده‌ايم *** از مرگ نيست آن همه تشويش و باك ما

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۲۷ ق.ظ
توسط Leila
امروز مكش سر ز وفاي من و انديش
زان شب كه من از غم به دعا دست بر ارم

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ق.ظ
توسط arash_slayer
مي رسيد از دور مانند هلال
نيست بود و هست بر شکل خيال

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۵۴ ب.ظ
توسط Montana2100
لـب چو آب حيات تو هسـت قوت جان

وجود خاکي ما را از اوسـت ذکر رواح

(حافظ)

ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۱۹ ق.ظ
توسط Leila
حافظ اسير زلف تو شد از خدا بترس
وز انتصاف اصف جم اقتدار هم