صفحه 58 از 448
ارسال شده: پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۵, ۶:۵۸ ب.ظ
توسط behnaz
تو حتي اين روزها کنار سايه ات هم راه مي افتي
غزل در باد خواهي خواند، سخن با باد خواهي گفت .......
ارسال شده: پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۵, ۸:۱۳ ب.ظ
توسط مهرداد گليايئ
تاج از فرق فلک برداشتن
تا ابد ان تاج بر سر داشتن
روز در انواع نعمتها وناز
شب بتي چون ماه در بر داشتن
برتو ارزاني که ما را خوشتر است
لذت يک لحظه مادر داشتن.
ارسال شده: پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۰۷ ب.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
نيست در سوداي زلفت کار من جز بي قراري
اي پريشان طره تا چندم پريشان مي گذاري
ارسال شده: پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۵, ۱۱:۱۵ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
مهرداد گليايئ, behnaz, هدف اصلي اين تاپيک ارسال بيت هايي از اشعار شاعران است. ترانه معمولا در مشاعره کاربرد ندارد.
دوستان سعي کنند از قالب مفردات (تک بيتي ها) يا از قالب دوبيتي و رباعي در اين تاپيک استفاده کنند.
با تشکر
يک جرعه مي زملک کاوس به است
از تخت قباد و مملکت طوس به است
هز ناله که رندي به سحر گاه زند
از طاعت زاهدان سالوس به است
(خيام)
ارسال شده: جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۱:۴۹ ق.ظ
توسط Mamool
تا كي به تمناي وصال تو يگانه
اشكم شود از چشم چون سيل روانه

ارسال شده: جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸۵, ۳:۱۴ ب.ظ
توسط arash_slayer
همان منزل است اين جهان خراب
که ديده است ايوان افراسياب
ارسال شده: جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۱:۲۵ ب.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم
فلک را سقف بشکافيم و طرحي نو در اندازيم
ارسال شده: شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۱۱ ق.ظ
توسط Montana2100
معيار دوستان دغل روز حجت است
قرضی به رسم تجربه از دوستان طلب
(صائب تبريزی)
ارسال شده: یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۱۵ ق.ظ
توسط Montana2100
با شمع گفتم: از چه سرت ميدهي به باد؟ ****** گفت: آن سري كه سجده ندارد چنين خوش است
ارسال شده: یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
توسط arash_slayer
تو گوهر بين و از خرمهره بگذر
ز طرزي کان نگردد شهره بگذر
ارسال شده: دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۳۹ ق.ظ
توسط Montana2100
روى تو، گل تازه و خط، سبزه نو خيز ***** نشكفته گلى همچون تو درگلشن تبريز
شد هوش دلم ، غارت آن غمزه خونريز ***** اين بود مرا فايده از ديدن تبريز
ارسال شده: دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۵, ۱:۳۱ ق.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
ز دو ديده خون فشانم ز رهت ره جدايي
چه کنم که هست اينها گل باغ آشنايي