صفحه 53 از 448

ارسال شده: شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۵, ۱۱:۲۷ ب.ظ
توسط Leila
هماي گو مفكن سايه ي شرف هرگز
بر ان ديار كه طوطي كم از زغن باشد

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۵, ۱۲:۰۵ ق.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
در حسرت ديدار تو آواره ترينم
هر چند که تا منزل تو فاصله اي نيست

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۵, ۱:۱۴ ب.ظ
توسط Mamool
توانا بود هركه دانا بود
ز دانش دل پير برنا بود :::P

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۵, ۳:۵۵ ب.ظ
توسط arash_slayer
در دامن درداويز گر طالب درماني
زيرا که دل مسکين اين درد نجات او است

تا تو نگاه ميكني كار من آه كردن است جان به فداي روي تو اين چه نگاه

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۵, ۶:۴۱ ب.ظ
توسط qqww
تا تو نگاه ميكني كار من آه كردن است
جان به فداي روي تو اين چه نگاه

:D    


ARMIN : براي ارسال مطلب متن را نبايد در عنوان بنويسيد. متن بايد در جاي خودش نوشته شود تا مشاهده شود.
پست ويرايش شد.

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۵, ۱۱:۱۲ ب.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت
که رقيب در نيايد به بهانه گدايي

ارسال شده: دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۲:۲۵ ق.ظ
توسط arash_slayer
يار کز جور يار بگريزد
باشد ان يار هيچ و ياري هيچ

ارسال شده: دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۲:۴۸ ق.ظ
توسط Leila
چه نقش ها كه بر انگيختيم و سود نداشت
فسون ما بر او گشته است افسانه

ارسال شده: دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۲:۵۷ ق.ظ
توسط ARMIN
هر کس به طريقي دل ما مي شکند
بيگانه جدا دوست جدا مي شکند

بيگانه اگر مي شکند حرفي نيست
از دوست بپرسيد چرا مي شکند؟

ارسال شده: دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱:۵۳ ب.ظ
توسط arash_slayer
ديگر هيچ چيز برايم باقي نمانده
و هيچ چيز براي بخشيدن ندارم


براي رهايي نياز به پايان دارم...

ارسال شده: دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۵, ۲:۵۲ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
arash_slayer, بهتر است در اين تاپيک از اشعار استفاده کنيم و از ترانه استفاده نکنيم. هدف از مشاعره بيان کردن بيت هايي از اشعار شاعران است .

با تشکر :D

دوستان شعر بعدي با حرف (م).

ارسال شده: دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۱:۲۰ ب.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
ميازار موري که دانه کش است
که جان دارد و جان شيرين خوش است