صفحه 50 از 448

ارسال شده: چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۹ ب.ظ
توسط Mamool
سحرگاهان چو مخمور شبانه
گرفتم باده با چنگ و چغانه
نگار مي فروشم عشوه اي داد
كه ايمن گشتم از مكر زمانه

ارسال شده: چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۴۶ ب.ظ
توسط osilatoria
همه سرمایه ی سعدی سخن شیرین بود

این از او ماند ندانم که چه با او برود

ارسال شده: پنج‌شنبه ۵ بهمن ۱۳۸۵, ۱۲:۲۱ ق.ظ
توسط Leila
در خرابات مغان گر گذر افتد بازم
حاصل خرقه و سجاده روان در بازم

ارسال شده: پنج‌شنبه ۵ بهمن ۱۳۸۵, ۱۱:۲۸ ق.ظ
توسط Mamool
من و باد صبا مسكين دو سرگردان بي حاصل
من از افسون چشمت مست و او از بوي كيسويت

ارسال شده: جمعه ۶ بهمن ۱۳۸۵, ۱۲:۳۳ ق.ظ
توسط Leila
تحصيل عشق و رندي اسان نمود اول
اخر بسوخت جانم در كسب اين فضائل

ارسال شده: جمعه ۶ بهمن ۱۳۸۵, ۱:۱۸ ق.ظ
توسط arash_slayer
همنشين اهل معني باش تا
هم عطا يابي و هم باشي فتي

ارسال شده: جمعه ۶ بهمن ۱۳۸۵, ۱:۲۰ ق.ظ
توسط arash_slayer
هنگام تنگدستی در عيش کوش و مستی
کاين کيميای هستی قارون کند گدا را

ببخشي اشتباه شد من فکر کردم اين بيت اخري هست ::ss :o

ارسال شده: شنبه ۷ بهمن ۱۳۸۵, ۵:۵۵ ق.ظ
توسط agha reza
از ننگ چه گويي که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسي که مرا ننگ ز نام است

ارسال شده: شنبه ۷ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۵ ق.ظ
توسط Mamool
تو از هر در كه باز آيي بدين خوبي و زيباي
دري باشد كه از رحمت به روي خلق بگشايي

ارسال شده: یک‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۸۵, ۳:۰۴ ب.ظ
توسط arash_slayer
يارب بر خلق تکيه گاهم نکني
محتاج گدا و پادشاهم نکني

ارسال شده: دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۵, ۹:۲۷ ب.ظ
توسط osilatoria
یاران موافق همه از دست شدند
در پای اجل یگان یگان پست شدند

خوردیم ز یک شراب در مجلس عمر
دوری دو سه بیشتر ز ما مست شدند

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۲:۴۸ ق.ظ
توسط Karim1504
در باغ شهادت را که بستند
کلیدش را چرا یاران شکستند ..... کلیدش را چرا یاران شکستند :D