صفحه 44 از 448
ارسال شده: سهشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۵, ۱:۲۳ ب.ظ
توسط Mamool
در خرابات مغان نور خدا مي بينم
اين عجب بين كه چه نوري ز كجا مي بينم!
ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۵, ۵:۳۸ ب.ظ
توسط saroman
مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد
وگر در در دل کنم پنهان از آن ترسم که مغز استخوان سوزد
منجم کوکب بخت مرا از برج بیرون کن
که من کم طالعم ترسم که آهم آسمان سوزد
ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۵, ۶:۵۵ ب.ظ
توسط Mamool
در كارگه كوزه گري رفتم دوش
ديدم دو هزار كوزه گويا وخموش
ناگاه يكي كوزه برآورد خروش
كو كوزه گر و كوزه بر و كوزه فروش
ارسال شده: پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۵, ۵:۵۹ ب.ظ
توسط saroman
شد به دشواری دل از لعل لب دلبر جدا
این کباب تر به خون دل شد از اخگر جدا
ارسال شده: پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۵, ۷:۰۹ ب.ظ
توسط Mamool
آسمان بار امانت نتوانست كشيد
قرعه كار به نام من ديوانه زدند
ارسال شده: پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۵, ۷:۱۱ ب.ظ
توسط aseman10
دست از طلب ندارم تا كام من برآيد
يا جان رسد به جانان يا جان زتن درآيد
ارسال شده: جمعه ۱۵ دی ۱۳۸۵, ۱۲:۴۰ ق.ظ
توسط Leila
در تيره شب هجر تو جانم به لب امد
وقتست كه هم چون مه تابان به در ايي
ارسال شده: جمعه ۱۵ دی ۱۳۸۵, ۲:۰۸ ق.ظ
توسط osilatoria
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی
پیشتر زانکه چو ابری ز میان برخیزم
ارسال شده: جمعه ۱۵ دی ۱۳۸۵, ۱۰:۰۶ ق.ظ
توسط aseman10
دم غروب ميان حضور خسته اشيا
نگاه منتظري حجم وقت را ميديد.
ارسال شده: جمعه ۱۵ دی ۱۳۸۵, ۷:۴۴ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
aseman10, ورودت را به اين انجمن خوش آمد مي گويم. دوست عزيز روال اين تاپيک به اين صورت است که دوستان با آخرين حرف شعر آخر ، شعر بعدي را مي نويسند.
دوستان شعر بعدي را با حرف (م) بگويند تا روال تاپيک به هم نخورد.
با تشکر
ارسال شده: جمعه ۱۵ دی ۱۳۸۵, ۸:۵۵ ب.ظ
توسط aseman10
ميبخشيد من اشتباه كردم.
من ملك بودم و فردوس برين جايم بود
ادم اورد در اين دير خراب ابادم
ارسال شده: شنبه ۱۶ دی ۱۳۸۵, ۹:۲۹ ق.ظ
توسط Mamool
مغني كجايي به گلبانگ رود
بياد آور آن خسرواني سرود