صفحه 414 از 448
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۶ اسفند ۱۳۹۰, ۴:۲۶ ب.ظ
توسط آزیتا
یکی دهقان پیر و رنج کشیده
تمام عمر را زحمت کشیده
{آزیتا(دریا)}
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۶ اسفند ۱۳۹۰, ۴:۵۹ ب.ظ
توسط mojtabba
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان تورا که منهم برسم به آرزویی
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۶ اسفند ۱۳۹۰, ۵:۰۲ ب.ظ
توسط آزیتا
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
{آزیتا(دریا)}
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۶ اسفند ۱۳۹۰, ۵:۰۵ ب.ظ
توسط mojtabba
دلم زندان تنگ در دو غم شد
فضای سینه ام پر دود و دم شد
ستم بر من رسید آنجا که هرگز
نگفتم از کجا بر من ستم شد
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۶ اسفند ۱۳۹۰, ۵:۲۴ ب.ظ
توسط Ghost Rider
در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی *** یا رب آن کن که نیفتد به کسی کار کسی
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۰, ۱۱:۰۳ ب.ظ
توسط airplane

یار آمد و گفت خسته میدار دلت دایم به امید بسته میدار دلت
ما را به شکستگان نظرها باشد ما را خواهی شکسته میدار دلت

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۰, ۱۱:۱۳ ب.ظ
توسط mojtabba
تنها بر آتش دل من دیده آب ریخت
ممنون چشم خویشم و شرمنده ی دلم
بودم چنان غریق به گرداب زندگی
آورد زورق اجل آخر به ساحلم
مانند من غریب وطن هیچ کس نبود
یک عمر بود قاتلم در مقابلم
بابم علی اگر به چاه گفت درد دل
من جای چاه ریخته ام درد در دلم
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: یکشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۰, ۷:۳۵ ق.ظ
توسط آزیتا
می گفت و می خندید و در لبها شکر داشت
آن همدم شیرین سخن شوری به سر داشت
{آزیتا(دریا)}
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: یکشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۰, ۱۱:۰۱ ق.ظ
توسط leylas
تبســم به لـــب و عشــوه به انـدام بلا
درلحظه ی آغاز کلام در پس در داشت
(فی المجلس)
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: یکشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۰, ۱۱:۲۴ ق.ظ
توسط airplane

تا مهر ابوتراب دمساز منست حیدر بجهان همدم و همراز منست
این هر دو جگر گوشه دو بالند مرا مشکن بالم که وقت پرواز منست

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: یکشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۰, ۴:۱۰ ب.ظ
توسط neely
روزه يك سو شد و عيد امد و دل ها برخاست
مي ز خمخانه بجوش آمد و مي بايد خاست
نوبه زهد فروشان گران جان بگذشت
وقت رندي و طرب كردن رندان پيداست
چه ملامت بود آنرا كه چنين باده خورد
اين چه عيب است بدين بي خردي وين چه خطاست
باده نوشي كه در او روي و ريايي نبود
بهتر از زهد فروشي كه در او روي و رياست
مانه رندان رياييم و حريفان نفاق
آن كه او عالم سر است بدين حال گواست
فرض ايزد بگذاريم و به كس بد نكنيم
وان چه گويند روا نيست نگوييم رواست
چه شود گر من و تو چند قدح باده خوريم
باده از خون رزان است نه از خون شما
اين چه عيب است كز آن عيب خلل خواهد بود
ور بود نيز چه شد مردم بي عيب كجاست
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۰, ۸:۱۹ ق.ظ
توسط airplane

دوست عزیز شعر قبل با حرف ت تمام شده است.
تا در نرسد وعدهٔ هر کار که هست سودی ندهد یاری هر یار که هست
تا زحمت سرمای زمستان نکشد پر گل نشود دامن هر خار که هست
