صفحه 406 از 448

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۰, ۶:۱۷ ب.ظ
توسط masieh
روی تو گلی ز بوستان دگرست
لعل لبت از گوهر کانی دگرست
سایه :razz:

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰, ۱۲:۴۳ ب.ظ
توسط آزیتا
تو نیکی میکن و در دجله انداز

که ایزد در بیابانت دهد باز

{آزیتا(دریا)}

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰, ۱۲:۴۸ ب.ظ
توسط FARSHAD.ADL
زیبا شود به کارگه عشق کار من / هر گه نظر به صورت زیبا کنم تو را

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰, ۱:۰۱ ب.ظ
توسط آزیتا
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند؟

فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟

{آزیتا(دریا)}

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰, ۱:۱۵ ب.ظ
توسط fereshteh blue
دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی
یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰, ۱:۲۰ ب.ظ
توسط FARSHAD.ADL
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد / به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰, ۱:۵۸ ب.ظ
توسط آزیتا
دلا امشب به می باید وضو کرد

و یا هر ناممکنی را آرزو کرد

{آزیتا(دریا)}

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰, ۲:۱۲ ب.ظ
توسط masieh
در بهاری که بر او چشم خزان میگرید
به غزل خوانی مرغان چمن حاجت نیست
سایه :razz:

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰, ۲:۱۷ ب.ظ
توسط آزیتا
تا توانی رفع غم از چهره ی غمناک کن

در جهان گریاندن آسان است , اشکی پاک کن

{آزیتا(دریا)}

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰, ۲:۲۷ ب.ظ
توسط masieh
نبود در صدفی ان گهر که می جستیم
صفای اشک تو باد ای خراب گنج امید
سایه :razz:

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰, ۲:۲۹ ب.ظ
توسط آزیتا
دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم

{آزیتا(دریا)}

Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰, ۲:۳۲ ب.ظ
توسط FARSHAD.ADL
مانعش از آب,آن دیوار بود / از پی آب او چو ماهی زار بود