صفحه 394 از 448
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۳ دی ۱۳۹۰, ۱۱:۴۸ ب.ظ
توسط Present
تو کز محنت دیگران بی غمی *نشاید که نامت نهند آدمی
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: یکشنبه ۴ دی ۱۳۹۰, ۱۲:۱۴ ق.ظ
توسط FARSHAD.ADL
یاری دو سه داشت دل رمیده / چون او همه,واقعه رسیده
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: یکشنبه ۴ دی ۱۳۹۰, ۱۲:۴۸ ق.ظ
توسط airplane
هرگاه که بینی دو سه سرگردانرا عیب ره مردان نتوان کرد آنرا
تقلید دو سه مقلد بیمعنی بدنام کند ره جوانمردان را
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: یکشنبه ۴ دی ۱۳۹۰, ۱:۲۰ ق.ظ
توسط masieh
ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس / بوسه زن بر خاک ان وادی و مشکین کن نفس
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: یکشنبه ۴ دی ۱۳۹۰, ۱:۲۲ ق.ظ
توسط FARSHAD.ADL
سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟ / ما بدو محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: یکشنبه ۴ دی ۱۳۹۰, ۹:۲۵ ق.ظ
توسط airplane
در رفع حجب کوش نه در جمع کتب کز جمع کتب نمیشود رفع حجب
در طی کتب بود کجا نشهٔ حب طی کن همه را بگو الی الله اتب
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: یکشنبه ۴ دی ۱۳۹۰, ۱:۲۹ ب.ظ
توسط serat&mersad
بس که جفازخاروگل دیددل رمیده ام ........................همچو نسیم ازاین چمن پای برون کشیده ام
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: دوشنبه ۵ دی ۱۳۹۰, ۹:۵۹ ب.ظ
توسط masieh
مست است یار و یاد حریفان نمی کند / ذکرش بخیر ساقی مسکین نواز من
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: سهشنبه ۶ دی ۱۳۹۰, ۸:۳۸ ق.ظ
توسط airplane
ناکامیم ای دوست ز خودکامی تست وین سوختگیهای من از خامی تست
مگذار که در عشق تو رسوا گردم رسوایی من باعث بدنامی تست
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: سهشنبه ۶ دی ۱۳۹۰, ۲:۳۸ ب.ظ
توسط masieh
تعظیم تو بر جان خرد واجب و لازم / انعام تو بر کون و مکان فایض و شامل
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: چهارشنبه ۷ دی ۱۳۹۰, ۸:۳۶ ب.ظ
توسط masieh
(به ناچار خودم میگم)
لب پیاله ببوس انگهی به مستان ده / بدین دقیقه دماغ معاشران ترکن
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰, ۸:۵۶ ق.ظ
توسط masieh
(با عرض سلام خدمت دوستان. . سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی. . .دوستان مشاعره ای کجا هستند 1 هفته گذشت مجبورم باز خودم بگم)
ناوک غمزه بیار و زره زلف که من / جنگ ها با دل مجروح بلا کش دارم