صفحه 390 از 448
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۵ آذر ۱۳۹۰, ۹:۰۲ ب.ظ
توسط FARSHAD.ADL
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی / پیشتر زانکه چو گردی ز میان برخیزم
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۵ آذر ۱۳۹۰, ۹:۲۶ ب.ظ
توسط آزیتا
من آن عودم که در آتش بسوزم
که بوی خوش رسانم بر مشامی
به ناکامی بسازم تا رسانم
دل محبوب ناکامی به کامی
{آزیتا(دریا)}
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۵ آذر ۱۳۹۰, ۹:۲۹ ب.ظ
توسط A3eman
یک نعره مستانه ز جایی نشنیدم
ویران شود این شهر که میخوانه ندارد
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۰, ۱۲:۱۰ ق.ظ
توسط masieh
دریغ و درد که در جستجوی گنج حضور / بسی شدم به گدائی بر کرام و نشد
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۰, ۱۰:۰۹ ق.ظ
توسط airplane
در رفع حجب کوش نه در جمع کتب کز جمع کتب نمیشود رفع حجب
در طی کتب بود کجا نشهٔ حب طی کن همه را بگو الی الله اتب
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۰, ۳:۲۲ ب.ظ
توسط آزیتا
بوی گلها دل ز دستم می برند
تا گلستان مست مستم می برند
مژده ی فصل بهارم می دهند
در چمن بهر نشستم می برند
{آزیتا(دریا)}
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۰, ۷:۲۰ ب.ظ
توسط airplane
دیشب که دلم ز تاب هجران میسوخت اشکم همه در دیدهٔ گریان میسوخت
میسوختم آنچنانکه غیر از دل تو بر من دل کافر و مسلمان میسوخت
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۰, ۷:۲۶ ب.ظ
توسط آزیتا
تا که تو چون غنچه شکوفا شوی
مایه ی آرامش دلها شوی
با دم همت به تو جان می دهم
تا تو شوی زنده , روان می دهم
{آزیتا(دریا)}
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۰, ۷:۵۴ ب.ظ
توسط super flanker
مخدوم شمس دين است تبريز رشك چين است *** اندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۰, ۱۱:۴۳ ب.ظ
توسط FARSHAD.ADL
آن برگ گل است یا بناگوش / یا سبزه به گرد چشمه ی نوش
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: یکشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۰, ۲:۴۰ ق.ظ
توسط masieh
شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد / زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: سهشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۰, ۳:۲۲ ب.ظ
توسط آزیتا
در یک نگاه ؛ صد سخن بی جواب داشت
در نقطه ی سیاه ؛ هزاران کتاب داشت
{آزیتا(دریا)}