صفحه 39 از 448

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۵, ۱۰:۴۵ ب.ظ
توسط Leila
تا بگويم كه چه كشفم شد از اين سير و سلوك
به در صومعه با بربط و پيمانه روم

ارسال شده: دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۵, ۱:۱۶ ق.ظ
توسط essi10
مردان خـدا پــرده پنـدار دريـدند
يعنـى هـمه جـا غيـر خدا يار نديدند

ارسال شده: دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۵, ۵:۲۹ ق.ظ
توسط osilatoria
در اين شب سياهم گمگشت راه مقصود
از گوشه اي برون آي اي کوکب هدايت

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۵, ۱:۲۸ ق.ظ
توسط Leila
تنت در جامه چون در جام باده
دلت در سينه چون در سيم اهن

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۵, ۷:۰۹ ق.ظ
توسط osilatoria
نظر پاک تواند رخ جانان ديدن
که در آيينه نظر جز به صفا نتوان کرد

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۵, ۱۰:۰۳ ق.ظ
توسط 0310
در آن مقام که خوبان ز غمزه تيغ زنند
عجب مدار سري اوفتاده در پايي

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۵, ۴:۱۱ ب.ظ
توسط osilatoria
يارب از ابر هدايت برسان باراني
پيشتر زانکه چو گردي ز ميان برخيزم

ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۵, ۱۲:۲۶ ق.ظ
توسط Leila
مكن درين چمنم به خود رويي
چنانكه پرورشم مي دهند مي رويم

ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۵, ۲:۲۹ ق.ظ
توسط essi10
مرغـان ِ نظـرباز سبك‌سيـر فروغـى
از دام‌گـه ِ خـاك بـر افلاك پريـدند

ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۵, ۶:۲۵ ق.ظ
توسط osilatoria
دوش در حقه ما قصه گيسوي تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موي تو بود

ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۵, ۱:۲۱ ب.ظ
توسط stj
دلا غافل ز سبحاني چه حاصل مطيع نفس و شيطاني چه حاصل

ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۵, ۲:۳۳ ب.ظ
توسط 0310
دلا دايم گدا کوي او باش
به حکم آنکه دولت جاودان به