صفحه 376 از 448
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰, ۱۲:۰۰ ق.ظ
توسط super flanker
در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست * هیچ شاهی به گدا سور نیست
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰, ۱۲:۱۷ ق.ظ
توسط A3eman
تا نگرید طفلک حلوا فروش دیگ بخشایش کجا آید به جوش
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰, ۱۲:۲۵ ق.ظ
توسط FARSHAD.ADL
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست / جای غم باد مرآن دل که نخواهد شادت
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰, ۱۲:۳۳ ق.ظ
توسط masieh
تا به غایت ره میخانه نمی دانستم / ور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰, ۱۰:۴۸ ق.ظ
توسط FARSHAD.ADL
دیده ی سیر است مرا,جان دلیر است مرا / زهره ی شیر است مرا,زهره ی تابنده شدم
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰, ۱۱:۲۵ ق.ظ
توسط airplane
منصور حلاج آن نهنگ دریا کز پنبهٔ تن دانهٔ جان کرد جدا
روزیکه انا الحق به زبان میآورد منصور کجا بود؟ خدا بود خدا
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰, ۱۱:۳۸ ق.ظ
توسط FARSHAD.ADL
از در درآمدی و من از خود به در شدم / گویی کزین جهان به جهان دگر شدم
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰, ۱۲:۳۳ ب.ظ
توسط masieh
من نگویم که مرا از قفس ازاد کنید / قفسم برده به باغی و دل من شاد کنید
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰, ۱۲:۳۹ ب.ظ
توسط airplane
دی شانه زد آن ماه خم گیسو را بر چهره نهاد زلف عنبر بو را
پوشید بدین حیله رخ نیکو را تا هر که نه محرم نشناسد او را
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰, ۱۲:۵۴ ب.ظ
توسط super flanker
ای که با یاد تو در آتش تب میسوزم * یادمان که به یادت همه شب میسوزم
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰, ۱:۳۸ ب.ظ
توسط آزیتا
من آن شیرین کلام تلخ کامم
که با صدها سخن اکنون خموشم
مبین خالی لبم را از شکایت
پر از فریاد و لبریز از خروشم
{آزیتا(دریا)}
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ارسال شده: جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰, ۱:۴۵ ب.ظ
توسط airplane
مستغرق نیل معصیت جامهٔ ما مجموعهٔ فعل زشت هنگامهٔ ما
گویند که روز حشر شب مینشود آنجا نگشایند مگر نامهٔ ما