صفحه 38 از 448
ارسال شده: سهشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
توسط osilatoria
چون کسي نذاشت خودم ميزارم
وفا نکردي و کردم جفا نديدي و ديدم
ثبات عهد مرا ديدي اي فروغ اميدم
ارسال شده: سهشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۵, ۱۰:۳۶ ب.ظ
توسط Leila
ما بي غمان مست دل از دست داده ايم
همراز عشق و هم نفس جام باده ايم
ارسال شده: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۶:۴۳ ق.ظ
توسط osilatoria
ميل رفتن مکن اي دوست دمي با ما باش
بر لب جوي طرب جوي و به کف ساغر گير
ارسال شده: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵, ۱۱:۴۹ ب.ظ
توسط Leila
روزي كه چرخ از گل ما كوزه ها كند
زنهار كاسه ي سر ما پر شراب كن
ارسال شده: پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۷ ق.ظ
توسط osilatoria
ناوک چشم تو در هر گوشه اي
همچو من افتاده دارد صد قتيل
ارسال شده: جمعه ۱۷ آذر ۱۳۸۵, ۱:۵۷ ق.ظ
توسط Leila
لاله ساغر گير و نرگس مست و بر ما نام فسق
داوري دارم بسي يارب كه را داور كنم
ارسال شده: جمعه ۱۷ آذر ۱۳۸۵, ۹:۵۲ ق.ظ
توسط osilatoria
Leila شعرتون خيلي قشنگ بود
مردم ز اشتياق و در اين پرده راه نيست
يا هست و پرده دار نشانم نمي دهد
ارسال شده: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۱۲:۵۴ ق.ظ
توسط Leila
ممنون...قابل شما رو نداره
در نهان خانه ي عشرت صنمي خوش دارم
كز سر زلف درخش نعل در اتش دارم
ارسال شده: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۵:۰۵ ق.ظ
توسط essi10
ميان جمعم من ولي دلم تنها
لبم چو گل خندان دو ديده ام دريا
ارسال شده: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۷:۱۰ ق.ظ
توسط osilatoria
از بن هر مژه ام آب روان است بيا
اگرت ميل لب جوي و تماشا باشد !!!
ارسال شده: یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۵, ۲:۴۵ ق.ظ
توسط essi10
دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره
دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره
ارسال شده: یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۸ ب.ظ
توسط osilatoria
essi10,
لطفا از اشعاري که توسط خواننده هاي . . . استفاده ميشه و عمدتا فاقد ارزش هنري هست استفاده نکنين.
همچو حافظ همه شب ناله و زاري کرديم
کاي دريغا به وداعش نرسيديم و برفت