صفحه 36 از 448
ارسال شده: یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۵, ۵:۵۲ ق.ظ
توسط osilatoria
تويي که بر سر خوبان کشوري چون تاج
سزد اگر ز همه دلبران ستاني باج
ارسال شده: دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۴۴ ق.ظ
توسط Leila
جمال كعبه مگر عذر رهروان خواهد
كه جان زنده دلان سوخت در بيابانش
ارسال شده: دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۵, ۱:۲۰ ق.ظ
توسط essi10
شهر تو شهر فرنگ آدماش طرم قبا
شهر من شهر دعا روي گنبداش طلا
ارسال شده: دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۵, ۱۱:۵۸ ق.ظ
توسط osilatoria
از پي يک راست گفتم صد دروغ
ماست را من بردم و مظلوم دوغ
ارسال شده: سهشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۱۵ ق.ظ
توسط Leila
غم گيتي گر از پايم در اورد
به جز ساقر كه باشد دستگيرم
ارسال شده: سهشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۲۴ ق.ظ
توسط osilatoria
من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه
قطع اين مرحله با مرغ سليمان کردم
من فکر مي کنم اين قصه سر دراز دارد ! چون دوستان همه از نظر ادبي آماده آماده اند. پيشنهاد ميکنم براي محک جدي تر معلومات ادبي خودتون مشاعره موضوعي رو هم امتحان کنيد. چون اينجوري امکان تقلب هست ولي در مشاعره موضوعي فکر بيشتر به تکاپو ميفته
http://www.centralclubs.com/viewtopic.php?t=11267
ارسال شده: سهشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۵, ۳:۴۶ ق.ظ
توسط essi10
osilatoria
اين هم يك بيت از جنتي عطايي:
من بدين افسون شدم افسانه ي تو
اين چنين ديوانه اي ديوانه ي تو
ارسال شده: چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۵ ق.ظ
توسط Leila
وفا كنيم ملامت كشيم و خوش باشيم
كه در طريقت ما كافريست رنجيدن
ارسال شده: چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۸۵, ۱۲:۲۰ ب.ظ
توسط osilatoria
نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست
گره بگشود از گيسو و بر دل هاي ياران زد
ارسال شده: پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۲:۳۹ ق.ظ
توسط essi10
دامنش شد خوابگاه خستگي
اين چنين آغاز شد دلبستگي
ارسال شده: جمعه ۳ آذر ۱۳۸۵, ۱:۰۳ ق.ظ
توسط Leila
يغماي عقل و دين را بيرون خرام سرمست
در سر كلاه بشكن در بر قبا بگردان
درود بر دوستان گرامي !
ارسال شده: جمعه ۳ آذر ۱۳۸۵, ۲:۰۷ ق.ظ
توسط Thunderclap
کجا ديدم در کتاب
که ابليس را ديد شخصي