صفحه 33 از 448
ارسال شده: دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۵, ۱:۲۳ ب.ظ
توسط osilatoria
ميان گريه مي خندم که چون شمع اندرين مجلس
زبان آتشينم هست ليکن در نمي گيرد
ارسال شده: دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۵, ۱۱:۱۱ ب.ظ
توسط Leila
دوستان عيب من بيدل حيران مكنيد
گوهري دارم و صاحب نظري مي جويم
ارسال شده: دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۵, ۱۱:۳۳ ب.ظ
توسط Sardar
مرگ مردن را بر نظر نيست
آنکه ديده وان يک است
ارسال شده: سهشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۵, ۷:۰۵ ب.ظ
توسط osilatoria
تويي آن جوهر پاکيزه که در عالم قدس
ذکر خير تو بود حاصل تسبيح ملک
ارسال شده: سهشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۵, ۱۰:۰۲ ب.ظ
توسط Leila
كه بندد طرف وصل از عشق شاهي
كه با خود عشق بازد جاودانه
ارسال شده: چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۲۹ ق.ظ
توسط Sardar
هر دانه به نام رب گشت آغاز
هر نامه به نام رب گشت آغاز
ارسال شده: چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۵, ۹:۲۰ ق.ظ
توسط pejman
زان يار دل نوازم شكريست با شكايت
گر نكته دان عشقي بشنو تو اين حكايت
ارسال شده: چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۰۸ ب.ظ
توسط osilatoria
تا کي به تمناي وصال تو يگانه
اشکم شود از هر مژه چون سيل روانه
ارسال شده: چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۵, ۱۰:۴۵ ب.ظ
توسط Leila
هوشيار حضور و مست غرور
بحر توحيد و غرقه ي گنهيم
ارسال شده: پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۵, ۱:۳۲ ب.ظ
توسط osilatoria
مرا مي بيني و هر دم زيادت ميکني دردم
تو را ميبينم و ميلم زيادت مي شود هردم
ارسال شده: پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۵, ۸:۴۷ ب.ظ
توسط pejman
من نگويم كه مرا از قفس ازاد كنيد
قفسم برده به باغي و دلم شاد كنيد
ارسال شده: پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۵, ۱۰:۲۴ ب.ظ
توسط Leila
دگر به صيد حرم تيغ بر مكش زنهار
وز انچه با دل ما كرده اي پشيمان باش