صفحه 31 از 448
ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۵, ۱۱:۰۲ ب.ظ
توسط R@mtin
در هجوم حراميان پليد ، ساحت عشق را نگهبان باش
تکيه بر نيزه ، پنجه بر شمشير ، پاسدار حريم ايمان باش
ارسال شده: شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۴۷ ق.ظ
توسط Leila
شبي دل را به تاريكي ز زلف باز مي جستم
رخت مي ديدم و جامي هلالي باز مي خوردم
ارسال شده: شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۴۰ ق.ظ
توسط Farhad3614
مي شكافد دانه، مي بالد درخت،
مي درخشد غنچه همچون روي بخت
ارسال شده: شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۵, ۴:۵۷ ق.ظ
توسط taha
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وين راز سر به مهر به عالم سمر شود

ارسال شده: یکشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۵, ۱۱:۵۱ ب.ظ
توسط Leila
دلبر از ما به صد اميد ستد اول دل
ظاهرا عهد فراموش نكند خلق كريم
ارسال شده: شنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۵, ۳:۲۲ ق.ظ
توسط essi10
مثل اينكه تاپيك مشاعره ديگه اون شور اولي رو نداره
واقعا ممنون كه تا اينجا اومدين اما من ادامش ميدم
============================
من اين شب زنده داري را دوست دارم
پريشان روزگاري را دوست دارم
ارسال شده: شنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۵, ۴:۰۱ ق.ظ
توسط essi10
می شد از بودن تو عالمی ترانه ساخت
کهنه ها رو تازه کرد از تو يک بهانه ساخت
ارسال شده: یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۴۳ ق.ظ
توسط Leila
ترا چو حسن خدا داده است و حجله ي بخت
چه حاجتست كه مشاطه ات بيارايد
ارسال شده: یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۵, ۱:۴۷ ق.ظ
توسط Mehdi2224
درد گرانی را تابه کی
مرگ جوانی تا به کی
عین مترسک گشته ام
نادانی ها تا به کی
این هم یه شعر طنز از ما
ارسال شده: جمعه ۱۲ آبان ۱۳۸۵, ۵:۳۳ ق.ظ
توسط osilatoria
دوست نزديک تر از من به من است وين عجب تر که من از وي دورم
چه کنم با که توان گفت که او در کنار من و من مهجورم
از سعدي(ره) پيرو آيه شريف ((و نحن نقرب اليه من حبل الوريد : ما از رگ گردن به انسان نز ديک تريم))
ارسال شده: جمعه ۱۲ آبان ۱۳۸۵, ۴:۳۲ ب.ظ
توسط Ines
یک بار بدی کردی و دیدی ثمرش را
خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی؟!
ارسال شده: جمعه ۱۲ آبان ۱۳۸۵, ۶:۰۱ ب.ظ
توسط Sardar
از شرب شراب عشق معشوق

گشتم به مست

من عاشق شوق
پرسم ز عاشقان ديار او را ..........................يکسر نشان به نشر شووووورا