صفحه 30 از 448
ارسال شده: شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ب.ظ
توسط ARMIN
وفا نکردي و کردم، جفا نديد و ديدم
شکستي و نشکستم، بريدي و نبريدم
ارسال شده: یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۰۱ ب.ظ
توسط Leila
مكن به چشم حقارت نگاه در من مست
كه نيست معصيت و زهدي مشيت او
ارسال شده: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۵:۰۸ ق.ظ
توسط taha
وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا ان ده که ان به

ارسال شده: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۲:۰۱ ب.ظ
توسط Leila
هلالي شد تنم زين غم كه با طغراي ابرويش
كه باشد مه كه بنمايد ز طاق اسمان ابرو
ارسال شده: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۳:۳۱ ب.ظ
توسط achachi98
واي آن روزي که در گورم کرن تنگ
وريژن بر سرم خاک و خس و سنگ
ارسال شده: چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵, ۴:۰۹ ب.ظ
توسط susan
گفته بودم چو بیای غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون توبیای
ارسال شده: پنجشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۵, ۸:۲۳ ق.ظ
توسط mjavadl
يــارب نظر تــو بر نگــردد
برگشتن روزگار سهل است
ارسال شده: پنجشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۳۱ ب.ظ
توسط Leila
تو شمع انجمني يك زبان و يك دل شو
خيال كوشش پروانه بين و خندان باش
ارسال شده: جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۸۵, ۹:۰۲ ق.ظ
توسط taha
شمع هر جمع نشو ورنه بسوزي ما را
ياد هر قوم نکن تا نروي از يادم

ارسال شده: شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۵, ۹:۱۲ ق.ظ
توسط mjavadl
مكن كاري كه بر پا سنگت آيو
جهان با اين فراخي تنگت آيو
ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۵, ۹:۳۲ ب.ظ
توسط agheleh
وحشي اگر از ديده رود خون عجبي نيست
کان گوشه چشمي که به ما داشت ندارد
ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۵, ۹:۳۹ ب.ظ
توسط f_only1
ديدي اي دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد محرم و با يار وفادار چه کرد