صفحه 29 از 448

ارسال شده: دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۸۵, ۴:۱۹ ب.ظ
توسط ARMIN
شب چو شمعم وعده ديدار در آتش نشاند
تا سحر آيينه از خاكسترم گل كرد و ريخت

ارسال شده: چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۵, ۸:۳۸ ق.ظ
توسط taha
ترا صبا و مرا اب ديده شد غماز
وگرنه عاشق و معشوق رازدارانند
:razz:

ارسال شده: چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۵, ۹:۳۱ ق.ظ
توسط mjavadl
دل مجـنون ز شكـر خنده خـون است
تو لب مي بيني و دندان كه چون است
:razz:

ارسال شده: چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۵, ۵:۰۴ ب.ظ
توسط ARMIN
تا نشكنيم خود، نشود كارِ ما دُرست
پنهان بُوَد درستي ما، در شكست ما

ارسال شده: پنج‌شنبه ۹ شهریور ۱۳۸۵, ۷:۴۸ ق.ظ
توسط mjavadl
آن كس كه سر به جيب قناعت فرو نبرد
بـگذار تا به چــــاه مذلت فــرو رود

ارسال شده: پنج‌شنبه ۹ شهریور ۱۳۸۵, ۹:۱۷ ق.ظ
توسط Leila
دل داده ام به ياري شوخي كشي نگاري
مرضيه السجايا محموده الخضائل

ارسال شده: پنج‌شنبه ۹ شهریور ۱۳۸۵, ۱۰:۰۵ ب.ظ
توسط farzin4049
لب ميگون جانان، جام در داد
شراب عاشقانش، نام کردند

ارسال شده: پنج‌شنبه ۹ شهریور ۱۳۸۵, ۱۱:۳۹ ب.ظ
توسط ARMIN
دل هزار آيينه روشن كرد اما پي نبرد
فطرت بي نور ما بر معني پيداي خويش

ارسال شده: جمعه ۱۰ شهریور ۱۳۸۵, ۹:۲۲ ق.ظ
توسط mjavadl
شكر ايزد كه به اقبال كله گوشه گل
نخوت باد دي و شوكت خار آخر شد

ارسال شده: جمعه ۱۰ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۰۷ ب.ظ
توسط Leila
دشمن و دوست گو بگو هر غرضي كه ممكنست
جور همه جهانيان مي كشم از براي تو

ارسال شده: شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۵, ۹:۲۸ ق.ظ
توسط mjavadl
وفا نكردي و كردم ، به سر نبردي و بردم
ثبـات عهد مـرا ديدي اي فـروغ امـيدم

ارسال شده: شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۵, ۱۲:۰۷ ب.ظ
توسط Leila
من كه ملول گشتمي از نفس فرشتگان
قال و مقال عالمي مي كشم از براي تو