صفحه 23 از 448

ارسال شده: شنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۵, ۲:۳۷ ق.ظ
توسط essi10
اي كه در زنجير زلفت جاي چندين آشناست
خوش فتاد آن خال مشكين بر رخ رنگين غريب

ارسال شده: شنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۵, ۱۰:۱۷ ق.ظ
توسط mjavadl
برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن
که نـگین پادشاهی دهـد از کـرم گــدا را

ارسال شده: شنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۵, ۱:۳۵ ب.ظ
توسط Leila
ايام گل چو عمر به رفتن شتاب كرد
ساقي به دور باده ي گلگون شتاب كن

ارسال شده: شنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۵, ۲:۳۳ ب.ظ
توسط zareh12
ني نواي عاشقي چون سر کند

جان سفر در عالم ديگر کند

ارسال شده: شنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۵, ۴:۱۰ ب.ظ
توسط PARSA2001
دوش با من گفت پنهان كارداني تيزهوش

وز شما پنهان نشايد كرد سر مي فروش

ارسال شده: شنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۵, ۸:۵۵ ب.ظ
توسط ARMIN
شبنم در اين بهار، دليل نشاط نيست
صبحي است كز وداع چمن گريه مي‌كند

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۵, ۱۱:۰۷ ق.ظ
توسط Leila
دل كه از ناوك مژگان تو در خون مي گشت
باز مشتاق كمان خانه ي ابروي تو بود

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۵, ۱:۰۳ ب.ظ
توسط mjavadl
در طبع جهان اگـر وفـايي بـودي
نوبت به تو خود نيامدي از دگران

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۵, ۲:۲۷ ب.ظ
توسط ARMIN
نعمتي بر روي خوان عمر كم فرصت كجاست؟
همچو شبنم دست مي‌شويد ز خود مهمان صبح

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۵, ۴:۰۱ ب.ظ
توسط PARSA2001
حافظ به ادب باش كه واخواست نباشد

گر شاه پيامي به غلامي نفرستاد

ارسال شده: دوشنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۵, ۱:۲۴ ب.ظ
توسط mjavadl
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند

ارسال شده: دوشنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۵, ۶:۵۱ ب.ظ
توسط PARSA2001
دل از من برد و روي از من نهان كرد

خدا را با كه اين بازي توان كرد